آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

365

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

تا زمانى كه دولت امپراطورى روم ديانت رسمى نداشت ، عيسويان ايرانى در آرامش ميزيستند ، اما چون قسطنطنين امپراطور روم بعيسويت گرويد ، وضع تغيير كرد . عيسويان ايران ، كه خصوصا در نواحى مجاور سرحد روم بسيار بودند ، مجذوب و فريفته دولت مقتدرى شدند ، كه همكيش آنان بود . افرعت فتح و ظفر نهائى « قوم خدا » يعنى روميها را پيش‌گويى كرده و گفته است ، كه اگر ايرانيان فاتح شوند دليل بر غضب خداوند و تنبيهى از جانب او خواهد بود ، اما بموقع خود حيوان آپوكاليپس ( حيوان عجيب آخر الزمان ) « 1 » كشته خواهد شد « 2 » . بموجب نامه اعمال شهيدان شاهپور دوم بشاهزادگان كشور آرامى نامه بدين عبارت نوشته است « به مجرد وصول اين فرمان كه از جانب خداوندى ما صادر شده ، سيمون رئيس نصارى را « 3 » دستگير كنيد و تا زمانيكه اين نوشته را امضاء نكند و ماليات سرشمارى و خراج قوم نصارى را ، كه در كشور ما خداوند زندگانى مىكند ، بالمضاعف وصول ننموده و بخزانهء ما نپردازد ، او را رها مكنيد . زيرا « ما خدايان » بامور جنگ اشتغال داريم و آنها در ناز و نعمت بسر مىبرند . آنها در مملكت ساكن‌اند و دوستدار دشمن ما قيصر هستند » « 4 » . سيمون بزندان شد و از امتثال امر شاه امتناع كرد و چون اين خبر بشاهپور رسيد ، از روى خشم فرياد برآورد و گفت : سيمون مىخواهد پيروان خود را بشورش برانگيزد و مملكت را بهم‌كيش خود قيصر بسپارد . لابور ، كه تاريخ شهداى عيسوى ايرانرا نوشته و خود كاتوليك بوده است ، اعتراف كرده ، كه اين سوءظن بىاساس نبوده است . اما سيمون در طى استنطاق خود تهمت خيانت را رد كرد و عاقبت بقتل رسيد « 5 » .

--> ( 1 ) - Apocalypse ( 2 ) - ايضا ص 49 - 48 . ( 3 ) - سيمون برصباعى Barsabbae جانشين پاپا . ( 4 ) - لابور ، ص 46 - 45 . ( 5 ) - لابور ، ص 45 و بعد .